امروز مدرسه خيلی خسته کننده بود..تا ساعت ۲:۱۵ توو مدرسه داشتيم هلاک ميشديم...نمی دونم چطوری  ميتونم ۹ ماه تحمل کنم..؟؟؟ديگه نوشتنم نمی آد...

/ 4 نظر / 2 بازدید
نانسی

من ولی نخونده نظر می دم...چون جلو چشم خودم نوشتيش...( البته خوب بازم خوندمش ديگه!!! )

i3rOkEn HeArT

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام ....... غم ؟! ....... خوب .......... اقلا ميری مدرسه حال و هوای عاشقی از سرت میپره ................. فقط يه ذره افته معدل پيدا ميکنی ......... باورت نميشه کارنامه ی منو بيا ببين با سالای قبلش مقايسه کن ........ { يه زمانی برای خودمون شاگرد اول بوديم .. يادش شاد !} .................... به ما سر بزن ......... اگه ديدی مطلب قديميهrefresh کن تا صفحه جدیده بیاد .......... آپدیت کردم .......... با یه شعره خوب .......... منتظرم !....... بای بای

فاطمه

و جهان از اين «غار» روشني گرفت ...عشق در حرا، حرمت جاويد يافت ؛ چرا كه حرا ، حريم نور است و روشنايي حرا در بلنداي سنگواره اي به حضور الهي محمد(ص) تا ابد اعتبار يافت. نفس جبرئيل كه دميد ديگر حرا ، مغاكي تيره نبود. قدمگاه فرشتگان آسماني بود كه ناموس بزرگ خدا را بر شانه بشر نهادند و محمد (ص) مبعوث شد.از آن زمان تا هميشه هستي، حرا، همچون خورشيد بر جان جهان مي تابد.....بعثت رسول اکرم حضرت مصطفي (ص) برپيروان شريعت محمدي مبارک باد

P P _ G R O U P

سلام..مدرسه٫درس٬دانشگاه...همش را بيخيال..اصلا هممون سر کاريم..تو بلاگم کمی توضيح دادم..اگر دوست داشتی بخون..ولی بعدش نگو دوست ناباب.!!..موفق و سربلند باشيد..بای