"‎
از میانِ کوچه باغ های تابستانی گذر کردیم
با خنده هایی بی خیال
و در شبانه هایِ تلخِ پاییزی گریستیم
با قلبی سوگوار
و اشکهایی بی زوال
...
اما اکنون ببین
در این سرمای به جانِ انسان افتاده
در این مصیبتِ زمستانیِ عاطفه
چه مومنانه ایستاده ایم
و چه عاشقانه شکسته ایم
شکستن را

چرا که توانستیم
بهاری را، شاد و امّیدوار
در قلبمان بکاریم
و از اتفاق گره خوردن دستهایمان
بوستان بوستان گل
به قلبمان بیاویزیم

تولدت مبارک

/ 1 نظر / 3 بازدید
احسان

وایی واییی واییی عجب شاعری بوده ها :سوت