مثلا اینکه من تولد 22 سالگیم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.نه به خاطر کافه فاز و حتی کیک تو ماشین و ساعتی که از اون روز _هر روز_ دستم بوده و خیلی دوسش دارم.نه ، به خاطر بعدش.بعدش که همه چی تموم شد و من آروم نشسته بودم تو خونه و احسان اومد با یه عالمه بادکنکی که بلد نبود حتی بادشون کنه.آره.واسه اون خاطره اس که 22 ساله گی من و ناب می کنه.که یادم نمی اد اینقدر خوشحال شده باشم.که همیشه هم یادم می مونه حتی اگه ساعتی و عکسی و ... وجود نداشته باشه !‌

آره ، ایتس آل اِبوت دِ مِموری یو مِید.نات دِ فاکینگ گود پرزنت یو گِیو

/ 0 نظر / 5 بازدید