یک جایی آن سر دنیا آدمی هست که وبلاگ می نویسد و من می دانم که یک کشویی دارد در کمدش که یک عالمه اسناد و مدارکش در آن است و عکس دختری که یک زمانی عاشقش بوده ، مثل من و تو.که هر از چند گاهی با بهانه های الکی به سراغ کشو کمد می رود که یکهو چشمش به عکس بیافتد و او را ببیند که زل زده به عکس و نگاهش می کند.

و این تصویر چقدر مرا یاد تو می اندازد.یاد سالهای دوریمان.سال های یک نیم کره فاصله ای که بینمان غوغا می کند. و من هی هی هی هی این وبلاگ لعنتی اش را می خوانم که باز اثری ببینم از سالهای عاشقی شان ، که باز از آن دختر توی کمد بگوید که عشق زندگی اش بوده، هی نمی گوید.هی نمی گوید. هی من بیشتر دلم نمی خواهد آن دختر توی کمد بشوم برایت.

پ.ن : کلکچال

 

/ 0 نظر / 3 بازدید