9

من ایجا یه چیزی نوشتم، الان اومدم پاکش کردم.

یه چیزی در من نیست.چیزی در من جا به جا شده.بعد من هی زور میزنم پیداش کنم بذارمش سر جاش و نمی تونم.هی نمی تونم.هی نشستم دارم حرف میزنم هی یهو میرم ته ته ته ته خودم.یه جوری گوله میشم و می پیچم توی خودم و حتی نمی دونم کجا میرم.که هی نگین میگه یهو چت شد.هی نسترن میگه یهو چت شد به چی فکر میکنی.و من نه که نخوام جوابی بدم.ندارم که جوابی بدم. نمیدونم دارم به چی فکر میکنم. نمیدونم کجام و همه ابعاد رو از دست میدم و تو به خلا، واقعا خلا میرم. 

چرا دارم اینجا مینویسم رو نمیدونم. چرا دوباره اومدم که اینجا بنویسم رو نمیدونم.چون چیزی برای نوشتن دارم.چون دارم دوباره تغییر میکنم.چون چون چونن این روزها اینقدر مهم هستن که باید ثبت بشن.ثبت بشم.که صد سال دیگه دوباره و دوباره و دوباره این ها رو بخونم و خودم رو نشناسم و هی سعی کنم به یاد بیارم.

شیرین شیرین شیرین شیرین شیرین شیرین شیرین..

همه اینها من ام. من ام و من نیستم.

تو کجایی؟

/ 1 نظر / 9 بازدید
احسان

نه که حواسم به اینجا نباشه. چه روزایی که چن بار وسوسه میشدم اینجا رو ببینم ولی جرات نمی کردم :(