دل تنگ چه ام؟؟؟

  • دارم نقش کور ها رو بازی ميکنم...!!يه آدم کور...يه آدمی که هيچی نداره..هيچی...!!!چشام رو ميبندم..همه چيز رو حفظم..همه چيز رو...به هيچ جا نمی خورم..با چشمای بستم ميبينم واضح تر از هميشه....کاملا روشن...
  • يه چيزی توو دلم وول ميخوره و قلقلک ميده ولی گريم ميگيره..دلتنگم..!!!دلتنگ چی يا کی؟؟ نميدونم..!!!واقعا نميدونم..اينجاش رو تجربه نکردم..اينجا رو حفظ نيستم..يه فصل جديد باز شده..می خورم به در و ديواار های فکرم..يه چيزايی يادم مياد..از همون اول اول:
  • بچه داره گريه ميکنه..صداش تو گوشم میپيچه..خفش ميکنم با همون فکری که ساختتش...
  • سلول های خاکستری مغزم جواب کردن انگاری...انگار دارم جهش ميکنم..نمی بينم..هيچی رو نميبينم..دارم کور ميشم..کور کور....هنوز دل تنگم..دلتنگ يه چيز سياهی که جلوی رومه..دلتنگ اون کوچه ی بنبستم که ۲ بار تا آخرش رفتم و برگشتم و گم شد..!!!
  • بچه ول نميکنه يه بند داه گريه ميکنه..توو چشاش زل ميزنم..می خواد اذيتم کنه..!!چرا؟؟!!!
  • سرم درد ميکنه حال ديروز نانسی رو پيدا کردم احساس ميکنم...!!
  • دادگاه زندگی
  •  را استيناف می طلبم
  • بدون اينکه بدانم چه حکمی صادر شده است......!!!
/ 7 نظر / 3 بازدید
سیاوش گودرزی ... (س.رهی)

بابا ... از تابستون که نانسی گفت حالا حالا ها ژيدات نميشه ، دیگه ندیدمت ... فکر نمیکردم برگشته باشی ... مطمئنم که منو یادت نمیاد ، ولی به هر حال ...

نانسی

انقدر کور زندگی کرديم که حتی دیگه بينايی واسمون يه رويا هم نیست ... حالا: در سرزمين کورها بايد کور زندگی کرد. در سرزمين کورها بينايی يک جوک مسخره ست و آدم بينا يه ديوونه...در سرزمين کورها بايد کور زندگی کرد...گم شديم. توی يه سياهی مطلق که ديگه حتی قابل ديدن هم نيست.فقط لمسش ميکنيم. گممون کردن. گمش کرديم. گم شديم...

maryam

خوب ديگه چشم دل داشتن نا ياب شده ... يعنی در واقع نيست اگرم باشه تو جامعه محکوم به فنا است ..

naiem

سلام.... از حرفی که قبلا زدم ناراحت نشيد... اينو بدون که کور بودن بهتر از اينه که......................

shima

مثکه زياد دادی اينقدر کست تاب ورداشته؟

باقر

سلام. مطلب قشنگی بود. راستی وبلاگ جذاب و زيبايی داری. دوست داشتی به منم سر بزن.