. : اوهام : .

امروز مدرسه خيلی خوش گذشت..ميدونم من چرا الکی خوشحالم تازگيا...بعذ از يه امتحانه تست ۹۰ دقيقه ای دراز کشيدن وسط حياط روی زمينه سرد خيلی ميچسبه(البته نه کاملا وسط حياط يه خورده کنار تر)

بهد از اتمام امتحان من و ران . نانسی رفتيم کنار درخت اکاليبتوس لم داديم...من که خابم ميومد چشامو بستم و به نانسی لم دادم پر رو گذاشت رفت منم ولو شدم يه دفه ای بعد از اينکه برگشت باهم(من و نانسی)(ران داشت تمرين بسکت ميکرد) يه کم دنباله هم کرديم وخنديديم و غش کرديم..بعد رفتيک کناره زمينه بسکت لالا کرديم رو زمين..حسابی تابلو شده بوديم تو مدرسه...(ساعت ۹:۳۰تعطيل شده بوديم) بعد با ران و نانسی از مدرسه زديم بيرون و رفتيم واسه ران رضايت نامه بگيريم(حالا بماند چراش) بعد دو باره برگشتيم مدرسه و چيزايی رو که خريده بوديم رو خوريم..بعد حدود ساعت ۱۱:۴۵ دقيقه من اومدو خونه و اونا موندن مدرسه(شايد تا حالا اومده باشن)و تا حالا که من توو نت هستم و هيشکی نيس...

-- شیرین --
- ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ , ٢٩ آبان ۱۳۸٢ : نظرات () -