. : اوهام : .

برگ برنده

ديشب نگاهت با نگاهم مهربان بود
در بي زباني با دل من همزبان بود

اندوه بود ...اما فقط در حد يك آه !
آهي كه در آزردگيهايم روان بود

گويي كه معناي تمام شعله ها شد
آهي كه مثل اشكهاي آسمان بود

با نغمه گيراي قلبت پر طپش شد
حسي كه در گنجينه سينه نهان بود

دل بي محابا هر چه مي اندوخت مي باخت
بيچاره عقل ...انديشه اش سود و زيان بود

در نا برابر بودن بازي اين دو
برگ برنده عشق بود ...آري همان بود...

-- شیرین --
- ۸:٢۸ ‎ب.ظ , ٢٥ آبان ۱۳۸٢ : نظرات () -