. : اوهام : .

خوبی اش این است که این توت های درختی در آمده اند و میشود کوچه ی سعید را هزار هزار هزار دقیقه طولش داد و توت خورد و به آدم ها نگاه کرد و خندید و به این خراب شده نرسید. بدی اش این است که زود فصل این خوشبختی ها تمام می شود.

و حتی سازدهنی لعنتی هم بدجور می چسبد در این هوایی که ما ندارد.

اصلا من 5.5 صبح بیدار شدم به خیال این که بالاخره پریود میشوم و این حس های کذایی گه از بین میروند.5.5 صبح فکرش را بکن.بعد دیدم نه خیر.فقط بد خوابی های لعنتی و دل شوره ی مزخرف است و صدایی که هی در من تکرار می کند وا نده دختر.وا نده...

و من همه اش فکرم پر توت هاییست که از چند روز دیگر همدم من و تنهایی یه شیشه ای بیرنگم می شوند و دیری نمی پایند..کاش فقط زودتر برسند.دلم تنگشان شده !

-- شیرین --
- ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ , ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ : نظرات () -