. : اوهام : .

فقط ۱ هفته ی ديگه مونده...

انگار همين ديروز بود که از سر آخرين امتحان اومدم و باورم نمی شد که ديگه راحت شدم...

اين تابستون خيلی شيرين و دردناک بود واسم وخيلی زود تر از اونی که فکرش رو ميکردم تموم شد...هر سال وقتی تابستون تموم می شد احساس جالبی داشتم اما امسال حالم از هر چی مدرسه س بهم ميخوره...نمی دونم چرا...!!!

کاش اول مهر هيچ وقت نمی اومد...

اااااااه..حالا اين مدرسه هم شده قوزه بالا قوز...مامانم اينا می خوان کامپيو تر رو جمع کنن...اااااااه...شايد بعد از تابستون ديگه نتونستم آپ ديت کنم..يا خيلی دير به دير شد...به هر صورت ديگه خودم توو اينترنت نمی آم...نوشته هام رو هم يکی ديگه واسم آپ ديت ميکنه...

-- شیرین --
- ٥:۳۸ ‎ب.ظ , ٢٥ شهریور ۱۳۸٢ : نظرات () -