. : اوهام : .

من ،‌نشستم ،‌ بغض آلود ، دارم نفس میکشم..آروم....آروم...آروم

ولی چیزی که باید آروم بشه دلمه که هی توپ توپ بیخود میکنه ، هی نمیفهممش !!! منم هی بیخود گفتم که تموم شده اصلا !! اصلا تموم نشده ، اصلا دلم نمیخواد که تموم شه !! اصلا هیچی !! همین !‌ بغضم میاد هی

توام که کوچه ی علی چپ رو نمیدونم کی تموم میکنی بلاخره ، که تکلیف این همه صدا مشخص شه برام !!!

من، حالم ، خیلی ، خیلی ، خیلی‌‌ ،‌خیلیی بده .....

 

-- شیرین --
- ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ , ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ : نظرات () -