. : اوهام : .

بد جوری هوای کوه و جنگل زده به سرم...دلم می خواد برم توی يه کلبه وسط جنگل زندگی کنم...صبح با صدای پرنده ها و سوز سرد هوا از خواب بيدار شم و شب با صدای جير جيرک ها بخوابم...خيلی جالبه...ولی خب چرا بی خودی فکرش رو کنم؟ من که نمی تونم برم...هنوز سنم خيلی کمه واسه ی رفتن به اين جور جاها اونم تنهايی!

کاش يه پسر بودم...دنيای پسر ها خيلی راحت تر از دنيای ما دختر هاست...خيلی...   

ديگه نوشتنم نياد الان...برقيه اش رو می تونين از تو همين نوشته در بيارين...

-- شیرین --
- ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ , ۱٩ شهریور ۱۳۸٢ : نظرات () -