. : اوهام : .


من از تو راه برگشتی ندارم
 تو از من نبض دنیامو گرفتی

تمام جاده ها رو دوره کردم
تو قبلا رد پاهامو گرفتی

من از تو راه برگشتی ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه

تو می دونی اگه از من جدا شی
منم که سمت تو میرم همیشه

مسیر جاده بازه رو بم اما
 برای دل بریدن از تو دیره

کسی که رفتنو باور نداره
اگه مرد سفر باشه نمیره

من از تو راه برگشتی ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه

تو می دونی اگه از من جدا شی
منم که سمت تو میرم همیشه

خودم گفتم یه راه رفتنی هست
خودم گفتم ولی باور نکردم

دارم می رم که تو فکرم بمونی
دارم میرم دعا کن برنگردم

-- شیرین --
- ٦:٠٠ ‎ب.ظ , ۱٤ تیر ۱۳٩۱ : نظرات () -

دو تا بادکنک قرمز قلبولکی ، با یه فال ! همین.همین کافیه که شب من ساخته بشه

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی  

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

درین بازار اگر سودیست با درویش خرسند است

خدایا منعنم گردان بدرویشی و خرسندی

-- شیرین --
- ۱:٥٥ ‎ق.ظ , ٦ تیر ۱۳٩۱ : نظرات () -

نع ـ هر جور هم که نگاه کنی ، باز هم از این شب سیاه لعنتی راهی به پیش باز نمی شود.

نه شاهزاده ای در کار است.نه اسبی.نه سفیدی.نه نبردی برای نجات ترس زده ای که من ام.همه اش کشک است و دوغ و قصه و کلاغی که راه خانه را گم کرده !‌

همه اش تاریکی مطلق است و فقط هم زاده ی ذهن من نیست.واقعیت لعنتیست.

 

 

-- شیرین --
- ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ , ٤ تیر ۱۳٩۱ : نظرات () -