. : اوهام : .

مو انگوریووو هستم ! بعله ! 

-- شیرین --
- ٢:٥٥ ‎ق.ظ , ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ : نظرات () -

نع، اینکاره نیستم..تمام مدت معصومیت از چشمانم می بارید.حتی عشق هم نه ، نه که چون عاشقم نه..معصومیت بود که می بارید.هی نگاه می کردم خودم را دلم برای خودم می لرزید.این کاره هم نمی شود این من...معصومیت که نباید در چشم باشد.اصلا معصومیت کوفتی در من لعنتی چه کار دارد که بکند که هی حلقه می زند در چشمان زل زده به دوربینم؟ چه ار می کند در من آخر این معصومیت لعنتی... اه

-- شیرین --
- ٢:٤۳ ‎ق.ظ , ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ : نظرات () -

خسته نمی شوم.هزار هزار هزار قدم فرصت داری. من با هر صدای خش خشی بر میگردم.نگاه می کنم.دنبالت می گردم.خسته نمی شوم.هزار هزار هزاااار قدم فرصت داری.دنبالم بیا..

-- شیرین --
- ٢:٢٦ ‎ب.ظ , ۸ اسفند ۱۳٩٠ : نظرات () -