. : اوهام : .

فقط ديوارها بر پاست

ديوار تا ديوار

و دستاني كه مي جويند بر اين ديوارهاي سنگي نمدار

نويد يك زماني خوش

و فريادي چه شور انگيز

كه رنجي نيست ، دردي نيست

كه اينجا آسمان آبيست

آسمان زيباست

.......

ولي اينجا هميشه آسمان ابريست

و بودن

چون هزارن خشت خشك و خالي از معني است

هزار توئي چه پيچ درپيچ وطولاني

همه اش ديوارهاي خالي از معني

و تو در گوشه ائي تنها

تنها

در اين تنهائي سنگي به اميدي كه

آن سو ها كسي باشد

كه شايد مرحمي دارد و مي آيد

كه اين زخم سرد و كهنه را آرام مي سازد،

مي جوئي و مي پوي

ولي هرگز نمي يابي

از قاب شيشه ای

-- شیرین --
- ۳:۱٧ ‎ق.ظ , ۱٢ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

خيال نكن  نگام كردي بهت خنديدم يعنی آشتي....!!! يادمه يه كسي بود كه ميگقت:

خنده ی تلخ من از گريه غم انگيز تر است...!!!

چقدر دلم ميخواد كه بكشمت....!!!!!

 

 

-- شیرین --
- ٤:٠٢ ‎ق.ظ , ٩ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

خيال نكن  نگام كردي بهت خنديدم يعنی آشتي....!!! يادمه يه كسي بود كه ميگقت:

خنده ی تلخ من از گريه غم انگيز تر است...!!!

چقدر دلم ميخواد كه بكشمت....!!!!!

 

 

-- شیرین --
- ٤:٠٢ ‎ق.ظ , ٩ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

خيال نكن  نگام بهت خنديدم يعنی آشتي....!!! يادمه يه كسي بود كه ميگقت:

خنده ی تلخ من از گريه غم انگيز تر است...!!!

چقدر دلم ميخواد كه بكشمت....!!!!!

 

 

-- شیرین --
- ۳:٥٩ ‎ق.ظ , ٩ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

 

-- شیرین --
- ۳:٥۸ ‎ق.ظ , ٩ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

اين يکی هم رفت..! گفت که ان لياقتم رو نداره...!! من نفهميدم چی گفت..اونم نفهميد...!

***

تا ميام به يکی تکيه کنم..تا بهش تکيه ميدم پا ميشه ميره منم با سر ميخورم زمين..اما آدم نميشم..!!

چقدر الان به وجود خدا احتياج دارم که الان به اون تکيه کنم..! بهش چنگ بزنم و از اون آويزون شم..! حيف که همه ی خدا ها برام مردن..! مين طوری که خودم رو کشتم همه رو با خودم دفن کردم زير خاکی که خودم ساختمش....!!!

  • ميترسی به تو بگویم ـ تو از زندگی ميترسی ـ
  • از مرگ بيش از زندگی ازعشق بيش از هر دو اين ها ميترسی..
  •  
  • به تاريکی نگاه ميکنی
  • از وحشت می لرزی
  • و مرا در کنار خود از ياد ميبری

دلم ميخواد داد بزنم...!!!!!!!!

-- شیرین --
- ٤:٢۳ ‎ق.ظ , ٥ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -

خر گاو الاغ بيشعور ..!!! اگه پس فردا بيای بگی سر کاری بوده و ميخواستم امتحانت کنم و از اين جور چرت و پرت ها ميدونم باهات چی کارکنم..!!!

 

-- شیرین --
- ۸:٢٥ ‎ق.ظ , ۳ شهریور ۱۳۸۳ : نظرات () -