. : اوهام : .

هوس کردم که اين جا بنويسم. خيلی وقتا بود که توو اين مدت جس ميکردم که بايد بنويسم. بايد بنويسم و يه چيزايی رو بگم. همون چيزايی رو که گلوم رو گرفته و داره فشار ميده ولی حالا ، حالا که بعد قرنی قرونی اين پرشين بلاگ من رو توو مديريت کاربرم را ه داده و خطا نميده . نميدونم. واقعا نميدونم که چی بنويسم. راستش چيزی واسه نوشتن نيست وقتی روزات رو با دقيقه هايی ميگذرونی که تو رو دارن به مرگ نزديک ميکنن.

  •  
  • *خيلی گفتم :‌« روزام رو بوی تعفن پر کرده‌» بازم ميکم :‌« روزام رو بوی تعفن پر ميکنه » نميدونم چه حسه که هر وقت ميام توو اين بلاگ لعنتی بنويسم يه چيزی ته گلوم رو ميگيره. اين جا من رو ياد خيلی چيز ها ميندازه. ياد خيلی روز ها . ياد خيلی آدم ها. خيلی ها که ديگه الان نيستن. و يه بغضی ته اين گلوی لعنتيم رو ميگيره و فشار ميده.
  •  
  • *خوشحالم. ناراحتم. باز خوشحالم و باز....
  • حس هام هم ديگه ثبات ندارن. اااااااااااااااه... ميخوام از ته قلبم بخندم. مبخوام خوشحال باشم. بگم برم بيام... نميدونم. خيلی احمقم...
  • *دارم دنبال خودم ميگردم. خيلی به ديگران اهميت دادم و خودم رو فراموش کردم. حالا نوبت منه که از من دلخور باشه. همين رو کم داشتم به خدا...
  •  
  • *ازتون میپرسم من کيم..؟
  • تو گفتی « تو يه ديوونه ای که نميدونی آخرت چی ميشه»
  • اون گفت« يه دختر دوست داشتنی خانوم (‌با يه چيز ديگه که نميدونم چيه)»
  • خودم ميگم «‌يه آدم آشقالم که فقط داره نقش بازی ميکنه و حال همه رو هم بهم ميزنه»
  • واسه هر کس يه جورم. آخرش هم هيچکی نميفهمه که شيرين چی بود.
  • واقعا شيرين چيه؟ کيه؟ ( وقتی خودم هم دارم به خودم دروغ ميگم چه انتظاری از بقيه؟‌!)
  •  
  • *ميدونی تو که به من والنتاين رو تبريک گفتی خيلی خوشحال شدم.
  • « هی سند تو آل نکردم . فقط برا تو دادم. تو يعنی من. يعنی ما . يعنی شيرين »
  • ميدونی ميلاد. کاشکی واقعا شيرينی وجود داشت که تو بهش والنتاين رو تبريک بگی... .
  •  
  • *لابد اگه من از تو میپرسيدم که به نظرت من کيم ميگفتی (‌اگه اون موقع ها بود هنوز ) :
  • : «دختر کوچولوی ساده ی ناز..»  الان بهم چی ميگی؟  آشغال .عوضی .کنه. لوس.پر رو ؟ ها الان بهم چی ميگی؟!  
  • *لابد اگه از تو يکی هم بپرسم همين چيزها رو تحويلم ميدی ؟ «‌ خيلی ساده ی ولی اين سادگی اصلا خوب نيست . اصلا. خيلی هم آشقالی . و پر روو ...» -----> گم شو بچه پر روو کی نظر تو رو خواست؟ خودت چيی ؟ ها؟
  •  
  • * الان فکر کنم همه مخاطب ها دارن قاطی ميشن...
  •  
  • *من به تو ميگم کار من نيست. ميگی يکيتون داره خالی ميبنده اين وسط. ميگم به کی شک داری. ميگی تو... آخه آدم عاقل من کسی ام که پا کاری که کردم وای نستم؟
  •  

           خيلی سخته که با صميمی ترين دوستات هم غريبه شی....

 

"Seasons In The Sun"

[Kian:]
Goodbye to you my trusted friend
We've known each other since we were nine or ten
Together we've climbed hills and trees
Learned of love and ABC's
Skinned our hearts and skinned our knees

[Bryan:]
Goodbye my friend it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that spring is in the air
Pretty girls are everywhere
Think of me and I'll be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time

[Shane:]
Goodbye Papa please pray for me
I was the black sheep of the family
You tried to teach me right from wrong
Too much wine and too much song
Wonder how I got along

[Mark:]
Goodbye papa it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that the spring is in the air
Little children everywhere
When you see them I'll be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone

[Nicky:]
Goodbye Michelle my little one
You gave me love and helped me find the sun
And every time that I was down
You would always come around
And get my feet back on the ground

[Shane:]
Goodbye Michelle it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that the spring is in the air
With the flowers everywhere
I wish that we could both be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone

 

"You Make Me Feel"

I've been trying to reach you
'Cause I got something to say
But you're talking about nothing at all
And you're slipping away
We were crying together
It was a long time ago
Before you walk out the door
And leave me this way
Just here what I say
You make me feel
You make me real
For the rest of my days
In so many ways

You make me feel
I've been trying to leave you
Why should we go on like this
But my heart can't breathe
When I hear you sya
It's better this way

(Chorus)

Ten thousand light years away from you
Keep thinking maybe it's time to let go
But by the end of the day
I still want to say "Do you

 

 

پ.ن:‌ اگه شما هم به اندازه ی من بيکار باشن ميشينين west life گوش ميدين..

-- شیرین --
- ۸:٢۳ ‎ب.ظ , ٢٧ بهمن ۱۳۸۳ : نظرات () -

هوس کردم که اين جا بنويسم. خيلی وقتا بود که توو اين مدت جس ميکردم که بايد بنويسم. بايد بنويسم و يه چيزايی رو بگم. همون چيزايی رو که گلوم رو گرفته و داره فشار ميده ولی حالا ، حالا که بعد قرنی قرونی اين پرشين بلاگ من رو توو مديريت کاربرم را ه داده و خطا نميده . نميدونم. واقعا نميدونم که چی بنويسم. راستش چيزی واسه نوشتن نيست وقتی روزات رو با دقيقه هايی ميگذرونی که تو رو دارن به مرگ نزديک ميکنن.

  •  
  • *خيلی گفتم :‌« روزام رو بوی تعفن پر کرده‌» بازم ميکم :‌« روزام رو بوی تعفن پر ميکنه » نميدونم چه حسه که هر وقت ميام توو اين بلاگ لعنتی بنويسم يه چيزی ته گلوم رو ميگيره. اين جا من رو ياد خيلی چيز ها ميندازه. ياد خيلی روز ها . ياد خيلی آدم ها. خيلی ها که ديگه الان نيستن. و يه بغضی ته اين گلوی لعنتيم رو ميگيره و فشار ميده.
  •  
  • *خوشحالم. ناراحتم. باز خوشحالم و باز....
  • حس هام هم ديگه ثبات ندارن. اااااااااااااااه... ميخوام از ته قلبم بخندم. مبخوام خوشحال باشم. بگم برم بيام... نميدونم. خيلی احمقم...
  • *دارم دنبال خودم ميگردم. خيلی به ديگران اهميت دادم و خودم رو فراموش کردم. حالا نوبت منه که از من دلخور باشه. همين رو کم داشتم به خدا...
  •  
  • *ازتون میپرسم من کيم..؟
  • تو گفتی « تو يه ديوونه ای که نميدونی آخرت چی ميشه»
  • اون گفت« يه دختر دوست داشتنی خانوم (‌با يه چيز ديگه که نميدونم چيه)»
  • خودم ميگم «‌يه آدم آشقالم که فقط داره نقش بازی ميکنه و حال همه رو هم بهم ميزنه»
  • واسه هر کس يه جورم. آخرش هم هيچکی نميفهمه که شيرين چی بود.
  • واقعا شيرين چيه؟ کيه؟ ( وقتی خودم هم دارم به خودم دروغ ميگم چه انتظاری از بقيه؟‌!)
  •  
  • *ميدونی تو که به من والنتاين رو تبريک گفتی خيلی خوشحال شدم.
  • « هی سند تو آل نکردم . فقط برا تو دادم. تو يعنی من. يعنی ما . يعنی شيرين »
  • ميدونی ميلاد. کاشکی واقعا شيرينی وجود داشت که تو بهش والنتاين رو تبريک بگی... .
  •  
  • *لابد اگه من از تو میپرسيدم که به نظرت من کيم ميگفتی (‌اگه اون موقع ها بود هنوز ) :
  • : «دختر کوچولوی ساده ی ناز..»  الان بهم چی ميگی؟  آشغال .عوضی .کنه. لوس.پر رو ؟ ها الان بهم چی ميگی؟!  
  • *لابد اگه از تو يکی هم بپرسم همين چيزها رو تحويلم ميدی ؟ «‌ خيلی ساده ی ولی اين سادگی اصلا خوب نيست . اصلا. خيلی هم آشقالی . و پر روو ...» -----> گم شو بچه پر روو کی نظر تو رو خواست؟ خودت چيی ؟ ها؟
  •  
  • * الان فکر کنم همه مخاطب ها دارن قاطی ميشن...
  •  
  • *من به تو ميگم کار من نيست. ميگی يکيتون داره خالی ميبنده اين وسط. ميگم به کی شک داری. ميگی تو... آخه آدم عاقل من کسی ام که پا کاری که کردم وای نستم؟
  •  

           خيلی سخته که با صميمی ترين دوستات هم غريبه شی....

 

"Seasons In The Sun"

[Kian:]
Goodbye to you my trusted friend
We've known each other since we were nine or ten
Together we've climbed hills and trees
Learned of love and ABC's
Skinned our hearts and skinned our knees

[Bryan:]
Goodbye my friend it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that spring is in the air
Pretty girls are everywhere
Think of me and I'll be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time

[Shane:]
Goodbye Papa please pray for me
I was the black sheep of the family
You tried to teach me right from wrong
Too much wine and too much song
Wonder how I got along

[Mark:]
Goodbye papa it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that the spring is in the air
Little children everywhere
When you see them I'll be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone

[Nicky:]
Goodbye Michelle my little one
You gave me love and helped me find the sun
And every time that I was down
You would always come around
And get my feet back on the ground

[Shane:]
Goodbye Michelle it's hard to die
When all the birds are singing in the sky
Now that the spring is in the air
With the flowers everywhere
I wish that we could both be there

[All:]
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the hills that we climbed were just seasons out of time
We had joy we had fun we had seasons in the sun
But the wine and the song like the seasons have all gone

 

"You Make Me Feel"

I've been trying to reach you
'Cause I got something to say
But you're talking about nothing at all
And you're slipping away
We were crying together
It was a long time ago
Before you walk out the door
And leave me this way
Just here what I say
You make me feel
You make me real
For the rest of my days
In so many ways

You make me feel
I've been trying to leave you
Why should we go on like this
But my heart can't breathe
When I hear you sya
It's better this way

(Chorus)

Ten thousand light years away from you
Keep thinking maybe it's time to let go
But by the end of the day
I still want to say "Do you

 

 

پ.ن:‌ اگه شما هم به اندازه ی من بيکار باشن ميشينين west life گوش ميدين..

-- شیرین --
- ۸:٢٢ ‎ب.ظ , ٢٧ بهمن ۱۳۸۳ : نظرات () -